تبليغاتX
به یاد یار سفر کرده - باختن گریه نداره که!
به یاد یار سفر کرده

 

سلام.چه دنیایی شده!!!! این دوره انتخابات و حوادث بعدیش  عجیب!منو یاد بچگیم انداخت.

یادمه تو دوران بچگی یه بار با یکی از برادرام فوتبال دستی بازی کردم. از بد روزگار من بازی رو بردم! و بدتر این که برای بردم خوشحال شدم و متاسفانه خوشحالی مو به زبون آوردم و به دل برادر بازنده مون جیز جیگر زدم!اخوی محترم که باختن از یه دختر بچه رو کسر شان میدونست!!!!! اونم تو چی؟؟؟؟؟تو بازی فوتبال!!!!! با فریاد آآآآآآآآآآی نفس کش! برادران دیگر رو دعوت به حال گیری کرد و نهایتا 5 اخوی ریختن رو سرم و تا میخوردم کتکم زدن که  به چه حقی برنده شدی!!!!!!! زیر ضربات سنگین کتکشون نمیدونستم واسه بردم خوشحال باشم و بخندم!! یا از درد کتک های که میخورم گریه کنم یا بزرگتری رو به استمداد بطلبم و ......... خلاصه بس که زدنم استخونام نرم شدن و نزدیک بود به جرگه نرمتنان بپیوندم!

بعد اون روز یاد گرفتم وقتی با پسرا بازی میکنم برای حفظ جونم باید: اولا: اصلا برنده نشم!!!!!! دوما: اگه دیدم دارم میبرم عمدا ببازم!!!!! سوما: اگه بردم اصلا نخندم!!!!! (به زبان آوردن برد یعنی به نرمتنان پیوستن!) چهارما: اگه بردم و ناخواسته خندیدم باید سریعا فلنگو ببندم تا سالم بمونم والا هر چی دیدم از چشم خودم دیدم!

عکس العمل آقای موسوی نسبت به مسابقه ی انتخاباتی شبیه باخت یه بچه هست.بَل العکس العَمَلُه اَطفَل!= بلکه عکس العملش بچه گانه تره! اصلا  کاش این برد و باخت مثل برد و باخت های بچگی ما بود.

تو دعواهای بچگی بیگانگان اصلاحق دخالت نداشتن .دعوا کاملا خواهر برادری بود.کافی بود یه شخص بیگانه ای بخواد از این دعوا سوء استفاده کنه! مخصوصا اگه اون بیگانگان بچه محلا بودن!!!!!! خود داداشام به اون بچه محلها ضد حالی میزدن در تاریخ ماندنی!!! اما الان این اطفال سیاسی بازنده، خودشون با اشاره ی همون بچه محلا که نامردیشون در طول 30 سال (حالا کاری با قبلش ندارم) برامون ثابت شده، دست به یکی کردن و دارن دعوای خونگی راه میندازن و اصلا براشون مهم نیست که تو این دعوا خواهر یا برادرشونو بکشن یا ناقص العضو بکنن یا........ .

تو دعواهای بچگی بعد چند فصل کتک کاری بالاخره یکی که عاقل تر بود کوتاه میومد و بازم خواهر برادر میشدیم! البته اگه باخت سنگین بود تلفات بیشر بود ولی تا یه بزرگتری پادرمیونی میکرد و ازمون میخواست دعوا نکنیم ، به احترام بزرگتر دعوا رو تموم میکردیم و دست میدادیم و بازم میشدیم خواهر برادر. اما الان این اطفال سیاسی که باخت سنگینی داشتن به هر راهی متوسل میشن تا خودشونو برنده بکنن! به حرف بزرگتر هم اهمیت نمیدن! اصلا بزرگتر های قانونی رو قبول ندارن! آخه اونا خیال میکنن خودشون قانون مجسم هستن!

تو دعواهای بچگی  سر چیزای کوچیک و کم اهمیت دعوامون میشد. اما الان دعوا سر آینده ی یه ملت هست و قطعا عواقب این دعوا و اختلاف، وخیم تر خواهد بود.پس عکس العمل بچه گانه درقبال آینده ی ملتی انقلابی و با عظمت، کاری بسیار ناشایست و  غیر موجه تلقی میشه.

تو دعواهای بچگی، بچگی میگردیم که دعوا میکردیم. تو مسائل مهم کشوری بچه بازی درآوردن دیگه چه صیغه اییه ؟

تو دعواهای بچگی قصدخاصی نبود فقط عقده هامونو سر هم خالی میکردیم. کاری به ننه بابامون نداشتیم! اما این اطفال سیاسی بازنده، میخوان نظام خونه رو عوض کنن! شاید دلشون یه بابای دیگه میخواد!!! آخه یکی از بچه محلها که مدام به این اطفال سیاسی پول و پله میرسونه، بهشون قول داده اگه نظام حکومتی منزلتون رو عوض کنید منم بهتون کمک میکنم و پول تو جیبی بیشتری میدم و ....... خوب بچه ها هم پولو دوست دارن دیگه! اگه بهشون بگی باباتو میخوای یا هزار تا شکلات؟ میگه؟ خوب معلومه هزار تا شکلات رو! بابایی رو هم دوست دارما !!! اما اون برام هزار تا شکلات نخریده که! اصلا بابایی منو دوس نداره!!! اون اقاهه خیلی قشنگ حرف میزنه! هر حرفی رو هم که بخواد میزنه!! اصلا خیلی آزاده!!!!!!

تو دعوای بچگی بهم فحش نمیدادیم. فقط مشت حواله میکردیم!!! تازه از دعواهامون فیلم نمیگرفتیم!فیلم دعوامونو به بچه محل ها بلوتوث نمیکردیم! اما الان اطفال بی جنبه تر شدن و قبل از این که خونواده در جریان دعوا باشه بچه محلا فیلما رو میبینن و میخندن!

اِنَّمَا الحَیاهُ الدُّنیا لَهوٌ وَ لَعِب. کاش به خاطر دنیایی که صرفا بازیچه هست با آخرت بازی نشه.

 ********************************************************

*خودم میدونم همه ی شما ها هم  تو دوران بچگی با خواهر برادراتون دعوا میکردید.لطفا منکر نشید که اصلا باور نمیفرمایم!!!اصلا مزه ی بچگی به همون دعواهاشه دیگه! یادش بخیر چه دلی میسوزندم و چه کتک هایی نوش جان میکردم! ولی اصولا از رو نمیرفتم!

*جهت زدن قسمت بالایی این پست، از اخوان اجازه گرفته شده تصور نفرمایید نشستیم اینجا و غیبت ملت رو میکنیم! و این نشون میده اونا الان خیلی بزرگ و آقا و با جنبه هستن!

*تا پایان این دعواهای بچه گانه ی بچه سیاسیا ! ، تصویر زمینه ی گوشیم بازم عکس آقای احمدی نژاده. اصلا هم عوضش نمیکنم. اصرار نفرمایید.

*از بابت پست قبلی که موجبات تعجب جمعی از دوستان شد و با نظرات خصوصی تعجبشون رو از کم طاقت بودن ما ابراز کردند شرمنده ام. ان شالله دیگه دلتنگیامو بروز رسانی نمیکنم! لطفا بازم اصرار نفرمایید!!!!

کامنت اول بازم منتظر اخبار توپ شماست!

شنبه ششم تیر 1388 :: 11:44 قبل از ظهر ::  نويسنده : منتظر
درباره وبلاگ

بسم رب المهدی(عج)

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هرکجا هست خدایا به سلامت دارش
مولایم هرگاه نام زیبای ترا از ته دل صدا می زنم قلبم آرام می گیرد.
هرگاه یاد غربت تو می افتم سنگینی گناهانم بیشتر عذابم می دهد.
هر گاه علت ندیدنت را جویا می شوم به حجاب های معنوی خودساخته ام بر می خورم و به عقب رانده می شوم.اما ....
اما تو چه مهربانی که من سراپا سیاهی را می بینی و مورد لطف قرار می دهی...

ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد
یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد
ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر
گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد

دوست شما: مدعی انتظار

JavaScript Codes

http://ostazona.blogfa.com/