|
به یاد یار سفر کرده
سلام.دوستان لینک مطلب آخر رو اشتباه داده بودم.خواستید برید به اونی که الان زدم. شرمنده سلام. احوال شما؟ خوبید؟ راستش تصمیم داشتم تا یه مدت قاطی سیاست نشم. ملت هم فکرمو خوندن و استقبال کردن و گفتن آره آبجی از سیاست بریدیم! کمی بهمون روحیه بده ومتفرقه بزن و.... ما هم به همه لطف کردیم و از دریای بی کران عقاید سرشارشان کردیم! اما امروز دیدم دیگه نمیشه.آشوب مملکت رو روسرش گذاشته و باید بنویسم.میدونید که وب من سهم مهمی در آگاهی افکار عمومی کشور داره!!!!!!!! واسه همون متن مصاحبه ای که با مظنون اصلی آشوب ها داشتم رو براتون میزنم تا حالشو ببرید! سلام آقای موسوی حال شما خوبه؟ میخواستم یه دور باهاتون مصاحبه کنم. اجازه میدید؟ سلام ببینید خانم من نخست وزیر زمان امام بودم. لازمه از سوابق شما هم آگاه بشم تا باهاتون مصاحبه کنم. اگه سوابقتون مورد تایید امام و نخست وزیر امام باشه! مصاحبه میکنم!گفتم: خوب یعنی الان من باید چیکار کنم؟ یعنی چی بگم؟گفتند: خانم شما مانتوتون تو دوران نخست وزیری من چه رنگی بود؟ گفتم: جااااااان ! من اون موقع طفل معصومی! بیش نبودم و مانتو نداشتم! آخه مدرسه نمیرفتم! اما چه کار به اون زمان دارید؟ خوب امام (ره) که فرموده اند ملاک زمان حال افراد هست!رنگ مانتوی الانمو بگم؟ بگم؟ گفتند:اولا بگم بگم نکن! دوما به من از امام میگی بچه؟ من خودم امامم!!! نه! یعنی نخست وزیر امامم! حالا بگو ببینم اگه اون موقع بزرگ بودی! چه رنگی میپوشیدی؟ گفتم: مرد مومن شما چه کار به رنگ مانتوی من دارید؟ بابا اصلا سیاه پر کلاغی زغالیه جزغاله شده. خوبه؟ خواهشا اجازه بدید چند تا سوال بپرسم و برم رد کارم.گفتند: خوب .الحمد لله سوابق پر کلاغی و سیاهی میتونستید داشته باشید!! مثل من! حالا میتونید بپرسید!گفتم: آقا سید! شما جنبه تون چقدره؟ آخه بعضی از سوالای من ممکنه مشکل جنبه داشته باشن و شما از کوره در برید! منم جونمو از تو جوب پیدا نکردم که!!!! توصیف کتک های بادی گارداتونو خیلی شنیدم!لبخند زیبایی!!!!! زدند و گفتند: من چون آدم قانونیی هستم و آمده ام تا همه رو به قانون برگردونم واسه همون خوب خودمو ساختم و جنبه ی همه چیز رو دارم. نمیبینید که تو این چند روزه بعد انتخابات متقلبانه!!!!! اصلا حرف نزدم! بلکه از مجاری قانونی وارد شدم و اعتراض قانونیمو به نهاد قانونی مربوطه یعنی شورای نگهبان رسوندم و قانونا منتظر اجرای قانون مربوطه هستم و اصلا قانون!!!!!! گفتم:چقدر قانونی! بعله! خوب اقای موسوی اول میخوام نظرتونو در مورد تقلب گسترده در انتخابات بدونم.آخه شما تو نامه تون به شورای نگهبان خبر از تقلب گسترده دادید اما یه دلیل هم ارائه ندادید.چرا؟گفتند: مواظب باش درست حرف بزنی! من مثل بعضیا دروغگو نیستم. وقتی میگم تقلب شده یعنی شده.طبق اصل قانونی و فقهی بنا بر اینه که من راستگو هستم مگر این که دروغم در بیاد. در ضمن وظیفه من نیست برم تقلب رو پیدا کنم. وظیفه ی نهادهای قانونیه. منم که آمده ام تا به قانون برگردم.قانون! قانون دخترم ! قانون! گفتم: سید پارادوکسیکال!!!!!! حرف نزنید دیگه! خوب رو اون اصلی که شما رو راست گو باید بپزیریم، باید انتخابات رو هم سالم بدونیم مگر این که تقلب اثبات بشه. شما ادعای تقلب کردید، اونم از نوع گسترده! چرا دلیل برای صحت حرفاتون نمیارید؟پس رو اون اصل قانونی فقهی اصلاتقلب نشده چون مدرک ارائه نشده! گفتند: اندازه سنت حرف بزن!!!!!! من نخست وزیر امام بودم. خودم به اصول و قوانین آگاهم. شما به من قانون یاد نده!!! گفتم: آخه آقای موسوی من به قانونمندی شما شک دارم. وقتی شما سلسله مراتب قانونی رو رعایت نمیکنید، چه جای ادعای قانون مداری دارید؟ اصلا اون نامه تون به مقام معظم رهبری یادتونه؟ شما اگه حرفی داشتید باید اول به نهادهای قانونی مربوطه مینوشتید اگه مجاب نمیشدید باید مستقیم به مقام معظم رهبری نامه مینوشتید. میدونید که رعایت سلسله مراتب قانونی جزو قانونه!گفتند: تا ندادم دست بادی گاردام سوال دیگتو بپرس! گفتم: آقای موسوی نظرتون در مورد اغتشاش گران پراکنده در سطح شهر چیه؟ از کجا هدایت میشن؟هدفشون چیه ؟گفتند: خانم شما مگه فضول باشی هستی؟من که فضول نیستم! من چه میدونم اونا کین و هدفشون چیه؟ نظرم رو هم در مورد اونا نمیگم. سکوت میکنم.خوب بلدم سکوت کنم و حالتونو بگیرم! قانونا نظر شخصیم محترم و محفوظه. سوال بعدی! گفتم: نه دیگه! نشد! نشد آقای موسوی! نگید اونا رو نمیشناسید.اگه نمیشناسیدشون واسه چی میرید تو بین اونا و صحبت میکنید؟ مگه آدم به جایی که دعوت نشه میره؟ اصلا چرا اونا شما رو دعوت میکنن ؟ چرا منو دعوت نمیکنن؟ من خودم کم از آقای دوربینی* ندارم!!!!!!! یا اصلا چرا فائزه خانوم که از هواداراتونن مردم رو جمع میکنن و هدایت به آشوب گری میکنن؟و لطفا نظر شخصیتون رو برای مسائل شخصیتون نگه دارید. من از یه بحران اجتماعی دارم میپرسم که اتفاقا!!!!! (شما بخونید برنامه ریزیا") پای شما هم در بینه! بهتره نقش خودتونو تو این بین مشخص کنید.به نفعتونه ها! گفتند: چرا اسم فائزه خانم رو آوردید؟ من غیرتم قبول نمیکنه که اسم یه زن نامحرم رو پیش من ببرن.من اصلا ایشونو نمیشنسم! لطفا نرید رو بحث ناموس ملت، که دلم خونه. دیدید اون فرد تو مناظره چه جوری عکس رنگی!!! و n ایکس لارج خانم منو به ملت نشون داد؟ اَه اَه .غیرتی شدم باز.گفتم: آخی ؟ طفلی زهرا خانوم! اما ناراحت نشدید آقای موسوی باور بفرمایید من تو مناظره عکس 3 در 4 خانومتنو ندیدم و فقط مدرک دکتراشونو!!!!!!!! دیدم. گفتند:دخترم!!!!! درد، تو نیستی که! درد من میلیون ها مرد جوان مملکت هستند که چشاشونو درویش نکردن و همون عکس کوچولو رو هم دیدن!کاش همه مثل تو ماخوذ به حیا و خوب بودن!گفتم: آره منم دوس دارم همه مثل من خوب! بودن تا دنیا آباد میشد اما چه میشه کرد سید!خوب حالا بریم رو ادامه ی بحث.نگفتید ریشه ی اغتشاشات چیه آق سید؟ گفتند: بابا من چه میدونم آخه؟ به من گفتن برو وسط جمعیت و با ملت حرف بزن و بگو که اعتراض بکنین بلکه فرجی حاصل بشه! ما هم ملتو هدایت کردیم و چند تا شعار دادیم .همین. گفتم: خوب کی بهتون گفت برید ؟(جوابم نگاه چپ چپ و خشمناک بادی گارد تداعی کن بود.) در ادامه گفتم: اصلا آقا سید شما مطیع امر رهبری هستید یا نه؟ ایشون گفتند تو این حوادث از دخالت های بیگانگان و خوشحالی دشمنان قسم خورده ی انقلاب بیشتر ناراحت شدن. شما فکر نمکیند لازم باشه یه بیانیه ای صادر کنید تا هواداراتون آشوب نکنن. مثلا همین فائزه خانوم چند اتوبوس خانم فیروزه ای رو برداشته برده قم و این ور و اونور و هی دعوت به آشوبگری میکنه و ..گفتند: دختر خوب! من که گفتم مــــــــــــــــــــــــــن خودم نخست وزیر زمان امام بوده ام و به جایگاه ولایت فقیه واقفم. الانم حرفی رو حرف آقا نزدم که!من اصلا، اصولا حرف نمیزنم! بنده عملیاتیم!! گفتم عملیات یاد زمان جنگ افتادم! یادش بخیر زمان جنگ چقدر با بچه رزمنده ها عکس میگرفتم! آهان میگفتم. بله بنده به ملت گفتم : ملت پاشید بیاید از حق خودتون دفاع کنید. این جا همه دزدن! آرای منو دزدیدن! شما نوشتید من ! اونا خوندن، اون!!!!! گفتم: آقای موسوی اگه شما مطیع امر رهبری بودید ( البته ان شالله که هستید!) باید موضعتونو مشخص میکردید. الان کشورمون در وضعیت بحرانی قرار گرفته. دشمنان از این وضعیت خوشحالن. اونا از کیه مترصد چنین فرصتی بودن. چرا شما بهانه دستشون میدید؟ کی بحث تقلب رو مطرح کرد؟ من؟خوب شما! پس قانونا مسئول این همه ناامنی شما هستید.سعی نکنید خودتونو تبرئه کنید! دست دشمنان تو این آشوب ها رو شده. شما واقعا هدفتون چیه؟ گفتند: اشتباه نکن آبجی! زهره خانوم مقصرن. نه من!گفتم: زهره دیگه کیه؟منظورتون زهرا خانومتونه؟ آره به نظر من ایشون هم مقصرن. آخه گفتن چون شما آذری هستید( بدبختانه!) پس ما آذری ها باس به شما رای میدادیم.یا چون زهرا خانم لرن ( دوستان لر خوشبختی یا بدبختی خودشونو اعلام بفرمایند!) پس باس لر ها هم به شما داماد لرها! رای میدادن و.....این استدلال ذکاوتمندانه ی ایشون هم عامل تشدید عقیده ی شما مبنی بر" تقلب گسترده" شد. اتفاقا این حرفا به مزاج صهیونیستها همونا که زحمت آمارهاتونو میکشیدن خوش اومد! گفتند:چرا اسم خانوم منو میارین وسط؟ نه خیر منظور من همون چیزه!!!! یعنی همون زهره هست. همون خانومی که از اون ور آب به آشوبگران اُرد میداد.گفتم: آهاااااان همون خانومی که دیشب تو تلویزیون مکالمه اش با یه آقای ایرانی رو پخش میکردن؟ همون که هدایت قسمتی از آشوب ها برعهده اش بود؟گفتند: مگه تلویزیون نشون داد؟گفتم: خوب آره دیگه! مگه شما تو تلویزیون ندیدید؟ پس از کجا زهره رو میشناسید؟ یعنی میخواین بگید که اون پشت پشتا خبرها دستتون میرسه و نقشه میکشید و هماهنگ میکنید بعد...گفتند: چرا حرف تو دهن من میزاری؟ نه خیر اصلا منم ایشونو تو تلویزیون دیدم. راس میگم! گفتم:ای بابا چه شیر تو شیری شد! من که نفهمیدم شما از اونور آب خبر و خط! میگیرید یا از این ور. اما خوب الحمد لله خبر و خط میگیرید. در ضمن ایشونو نشون ندادن! صداشو پخش کردن! بماند!!! و گفتم: خوب آقای موسوی راستش من تا اینجا به جواب قانع کننده ای نرسیدم. اما دیگه سعی میکنم حرفمو تموم کنم. سید!شما بیانیه صادر کردید و ملت رو تهیج کردید و ......از اون طرف همسر یکی از مصلحت دانان نظام حکم جهاد صادر میکنند و .....نتیجه میشه همینی که میبینید یعنی آتیش زدن مساجد و حمله به حرم حضرت امام(ره) و کشتن افراد بی گناه و آتیش زدن مغازه ها و اتوبوس ها و.... الان حرفتون چیه؟ گفتند: ببینید چون من نخست وزیر امام بودم دوست ندارم به ساحت ایشون هتک حرمتی بشه! درمورد باقی مسائل هم ، اصلا کی گفته مسجد لولاگر رو آتیش زدن؟ کی میگه بسیجیا رو زدن و کشتن؟کی به مردم حمله کرد و لت و پارشون کرده؟ آی ملت دارن دروغ میگن! هیچ سبزی تو بازار نیست!!!!!! آی آزادی و فرانسه و آمریکا و حقوق دانانن بشر! اسلام در خطر است! به داد اسلام برسید! ....................... قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا*الذین ضل سعیهم فی الحیوه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا* اولئک الذین کفروا بایات ربهم و لقائه فحبطت اعمالهم فلا نقیم لهم یوم القامه وزنا* بگو که میخواهید شما را به زیان کارترین مردم آگاه سازم؟ زیانکارترین مردم آ نها هستند که عمرشان را در راه حیات دنیای فانی تباه کردند و به خیال باطل میپنداشتند نیکو کاری میکنند. همین دنیا طلبانند که به آیات خدای خود کافر شده و روز ملاقات خدا را انکار کردند. لذا اعمالشان همه تباه گشته و روز قیامت آن ها را هیچ وزن و ارزشی نخواهیم داد.آیات 103 تا 105 سوره ی مبارکه ی کهف. آقای موسوی با این که خیلی برایتان دیر است اما لطفا سعی کنید به قانون برگردید. ما برای جاودانه ماندن این استقلال خون دلها خورده ایم خون دلها خورده ایم......... ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ *آقای دوربینی: نمیدونم دیدینش یا نه؟ یه آقایی هستند که تو هر گزارش و خبر و ... خبری ازشون هست. حتی یه بار برنامه ی بیست و سی باهاشون مصاحبه داشتن و ......... *یکی از آشناهای اونور آبیمون( کشور آذربایجان=شوروی سابق) زنگ زده بود و اخبار تهران رو میپرسید! میگفت: تو تهران چه خبره؟ انقلاب شده و.... اولش خندیدیم. آخه اون طرفی که ما میشناسیمشون کمی بی بخارن و تو کارای سیاسی نیستن. ولی بعد گریه ام گرفت! ببینین اخبارایران چه جوری براشون نقل شده که ایشون هم حساس شدن.خدانگذره از این خودباخته های وطن فروش که با آبروی ایران عزیزمون بازی میکنن عزیزان توصیه میکنم لینک زیر رو حتما حتما مطالعه بفرمایید. برای شخص من که خیلی مفید بود.از وب سه الف زدمش. کلیک کنید==> هفت انسان قربانی ادعای تقلب کامنت اول رو هم نگه میدارم برای اخبار ناب دوستان. جهت اطلاع رسانی دوشنبه یکم تیر 1388 :: 0:3 قبل از ظهر :: نويسنده : منتظر درباره وبلاگ ![]() بسم رب المهدی(عج) آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هرکجا هست خدایا به سلامت دارش مولایم هرگاه نام زیبای ترا از ته دل صدا می زنم قلبم آرام می گیرد. هرگاه یاد غربت تو می افتم سنگینی گناهانم بیشتر عذابم می دهد. هر گاه علت ندیدنت را جویا می شوم به حجاب های معنوی خودساخته ام بر می خورم و به عقب رانده می شوم.اما .... اما تو چه مهربانی که من سراپا سیاهی را می بینی و مورد لطف قرار می دهی... ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد دوست شما: مدعی انتظار موضوعات پیوندهای روزانه پيوندها |
|