|
به یاد یار سفر کرده
تو دوران بچگی و نوجوانی وقتی یه خانوم بدحجاب رو میدیدم پیش خودم میگفتم: یعنی این خانومه بابا، برادر یا شوهر یا چه میدونم محرمی نداره که یه جو! غیرت داشته باشه؟معمولا جوابم این بود: ۱– اون خانومه مذکر محرم نداره! 2 - داره اما دور از چشم اونا بدحجاب میشه! 3- داره اما محرمش بی غیرته! 4- این خانومه ترمز بریده و کسی جلودارش نیست! واقعا این سوال هنوزم ذهنمو مشغول میکنه که چرا اکثر آقایون ( تاکید میکنم: فَریقٌ مِنهُم بَل اکَثَرهُم!!!!) این دوره زمونه انقدر بی غیرت شدن. تا جایی که من میدونم غیرت یه خصلت بسیار بسیار پسندیده ی مردانه ای هست که برای سلامت جامعه و خانواده، اصلا بشریت، بهش نیاز هست.حالا چرا این خصلت فطری بشری انقدر کمرنگ شده، نمیدونم!واقعا چطور یک مرد راضی میشه خانوم محرمش جوری تو اجتماع ظاهر بشه که اسباب توجه مردان نامحرم بشه؟ و جالبتر این که همین مرد خودش پیش خانومش حاضره و ککش هم نمیگزه!!! به خدا برای من غیر قابل هضمه. البته قبول دارم قسمت عمده ی بحث رو خود خانومه هست که باید مقید باشه و انقدر شعور داشته باشه که بفهمه تو اجتماع انسان هست و توی خونه یه خانومه. اما حالا اگه یه خانومی نتونست این مسئله رو هضم بکنه و جای جامعه و خانواده رو اشتباه گرفت؛ سهم شوهر یا پدر یا برادرش چی میشه؟ مگه غیرت تو ذات انسان ها نیست؟ چون غیرت یه چیز اکتسابی نیستش که درسشو خوند و یاد گرفت و ...پس چرا سهم غیرت انقدر تو زندگی کم شده؟ و متاسفانه تو این دوره زمونه تا یه آقایی کمی غیرت به خرج میده، هزارن انگ و صفت و لقب با پسوند "سیاه" بهش میزنن. میدونید که یکی از دلایل اصلی بدحجابی خانوم ها برمیگرده به خصلت تبرج و خودنمایی که تو ذاتشونه! (دور ازجونم) حالا اگه خانومی نتونه خودشو کنترل کنه و از طرف دیگه بنیه ی اعتقادیش هم ضعیف باشه اونوقت وضعش میشه مثل همین زنان بزک دوزک کرده ی پراکنده در سطح شهرمون و قبول دارم که سطح فکری و مذهبی همه ی افراد جامعه یکی نیست.اما ببینید مگه ماها مسلمون نیستیم؟ پس میدونیم محدوده ی حجاب خانوما چیه. یه تار مو نباید بیرون بمونه. اما الان کی یه تار مو رو قابل میدونه!!!!!!!!! مچ دست به بعد نباید پیدا باشه، اما کی اهمیت میده؟ جوراب هم که بی خیال! کارخونه های جوراب بافی دارن بساطشونو جمع میکنن!! کشور ما یه کشور مذهبی هستش و عموم با دین آشنا هستن (کاری با اقلیت ها و عملا لائیک ها ندارم) اما چرا این عقاید اساسی دینمون انقدر کمرنگ شدن؟ سهم غیرت تو این بین چقدره؟ تو روایات اومده که غیرت مرد نشانه ی ایمانشه.پس اکثر مردای جامعه مون بی ایمان شدن ؟یا معنی ایمان فرق کرده ؟ یا من قاطی کردم؟ یا..... البته خود زرنگم!!!!!!!! یه جواب برای سوالم پیدا کردم. تو حدیث اومده کسی که اهل ساز و آواز و غنا و........ باشه غیرتش کم میشه و نهایتا اگه دوز غنا بره بالا !!! درصد غیرت در جهت منفی!!! رشد میکنه و طرف میشه بی غیرت.نمونه اش این مورد:چند وقت پیش رفته بودم تبریز .سوار تاکسی شدم.راننده ی محترم! از ترانه های جناب بنیامین گذاشته بودن. همون خواننده ای که بسیار چندش آور نفس نفس میزنه و میخونه. ما هم توفیق اجباری گیرمون اومد و یه آلبوم از ترانه هاشو شنیدیم.*واقعا انقدر چرت و پرت خوند که داشت حالم بد میشد. مثلا برای خانومش! یا دوس دخترش! یا چه میدونم یه معشوقه ای داشت، که واسش میخوند: " نمره ی عشق تو پونزدهه! نه ! شونزدهه! نه! هیفدهه! نه!......." ای نه و......... خوب معلومه کسی که این جفنگیات رو بخونه یا بشنوه و اساسا با این جور ......... حال کنه دیگه غیرت براش معنی نداره. البته تاکید میکنم که در کل وضع حجاب جامعه مون بد نیست. هنوزم هستند خانومای خانومی که مقید به حریم ها هستند و یه پا فاضلند. بعله! اما درصد کسانی که حدود شرعی رو دقیق رعایت کنن کمه.واسه همون بحثم روی اقلیت مقید و سالم (چه آقا و چه خانوم) نیست. خیلی خوشحال میشم دوستان نظراتشونو شفاف بگن و بحث رو به صورت گروهی ادامه بدیم.منم با اجازتون زیر کامنتاتون نظرمو میگم تا بیاید بخونید و بحث رو تا جایی که ممکنه و نیاز هست ادامه بدیم.حرف زیاده و همه شو نمیشه تو یه پست زد. از زوایای مختلف به قضیه نگاه کنید و نظر بدید....... ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ *اون روز واقعا موقعیت جوری بود که نتونستم به راننده تذکر بدم تا موسیقی رو قطع کنه و مجبور به سماع شدم نه استماع!!! اما تو شهر خودمون معمولا با شیوه ی مناسب نهی از منکر میکنم.امیدوارم خدا منو به خاطر اون روز ببخشه. شما هم در مورد من بد فکر نکنید!! میدونید که سوء ظن گناهه!!! *دوستانی که با وب من آشنا هستن میدونن که من خودم تو شرایط سیبیل!!!!! (یعنی وسط مذکر ها) بزرگ شدم. اما این دلیل نمیشه که به اجبار خانواده مقید به حجاب شده باشم. یعنی فکر نکنید بنده به زور سر نیزه!!!!! این راه رو انتخاب کردم. چون زور جواب منفی میده.اینا رو گفتم تا یه وقت بازم دچار سوء ظن نشید. آخه گناهه!!! *حالا که بحث سهم شد، یاد "سهم طناب" افتادم.میگن تو سربازی وقتی سربازی خیلی شوت = حیف نون باشه، با کنایه بهش میگن برو سهم طنابتو بگیر!!!!!! = خودتو خلاص کن تا ملت از دستت خلاص بشن. میگم کاش میشد غیرت رو هم سهمیه بندی کرد و دست ملت رسوند! به خدا ارزشش کم از بنزین نیست که سهمیه بندیش کردن.اصلا اگه غیرت زیاد نشه منم باید برم خدمت مقدس سربازی و با سهم طناب خودمو خلاص کنم! بازم کامنت اول رو به جهت مهم بودن از طرف یکی از دوستان خودم میزنم. لطفا اطلاع رسانی بفرمایید پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 :: 8:4 بعد از ظهر :: نويسنده : منتظر درباره وبلاگ ![]() بسم رب المهدی(عج) آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هرکجا هست خدایا به سلامت دارش مولایم هرگاه نام زیبای ترا از ته دل صدا می زنم قلبم آرام می گیرد. هرگاه یاد غربت تو می افتم سنگینی گناهانم بیشتر عذابم می دهد. هر گاه علت ندیدنت را جویا می شوم به حجاب های معنوی خودساخته ام بر می خورم و به عقب رانده می شوم.اما .... اما تو چه مهربانی که من سراپا سیاهی را می بینی و مورد لطف قرار می دهی... ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد دوست شما: مدعی انتظار موضوعات پیوندهای روزانه پيوندها |
|