تبليغاتX
به یاد یار سفر کرده - منم به شما علاقه مند شدم!!!!!
به یاد یار سفر کرده

نامه ای به محبوب ترین رئیس جمهور دنیا 

سلام آقای احمدی نژاد

آقای احمدی نژاد اومدم بگم خیلی خیلی خیلی خیلی .......... شجاع و مرد و آقایید.

آقای احمدی نژاد در طول این 4 سال انقدر به خاطر  امنیت و مصالح ملی سکوت کردید که نزدیک بود داد ما طرفدارانتان نیز در بیاد.

اما امشب! امشب!  امشب عقدی دلمان را باز کردید.

آقای احمدی نژاد به نظرم نه تنها مخالفان بلکه موافقان شما هم  انتظار چنین برخود قدرتمندانه و شیرین و شجاعانه و صادقانه و مردانه ای از شما نداشتند.زیرا همیشه اهل گذشت بودید و هستید.آقای احمدی نژاد من کشته ی لبخند های پیروزمندانه و لحن آرام و سبک صحبت کردنتان هستم.

آقای احمدی نژاد اکنون که دارم این متن را برایتان مینیویسم از خوشحالی فشارم آنرمال شده! دستانم همچین یخ زده که دارم صفحه کلید رو میشکونم .اما در دلم طمئنینه ای خاص هست.

به خدا نمیدانم چه بگویم.در طول مناظره  کل خانواده مدام تکبیر می فرستادیم و زمزمزمه ی صلوات بر لب داشتیم.

به خدا دارم میمیرم

آقای احمدی نژاد بی صبرانه منتظرم تا در 17 خرداد به تبریز تشریف بیاورید تا ما نیز با دوستان و خانواده و اهالی شهرمان به تبریز بیایم تا عرض ارادتی به شما داشته باشیم.

متاسفم برای مثلث دشمنان شما که مردم را دلفین و گدا و .... میدانند.

اما رئیس جمهور عزیز و محبوب و محترم و...من (در جای خالی زیباترین القاب نثارتان باد) بدانید ما شما را قبول داریم زیرا شما حامی رهبر عزیزمان هستید و ما بیسجیان جان بر کف آماده ایم تا در راه اهداف متعالی امام (ره) و شهدا جان دهیم.

آذربایجان اویاخ دی انقلابا دایاخ دی

ای رهبر آزاده آماده ایم آماده

وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد.

به خداوندی خدا حاضرم همین امشب کفن پوش به صحنه بیایم تا جان بی مقدار خودم را فدای انقلاب و فرزندان انقلاب کنم. 

دوستان عزیز تهرانی و ساکن در مراکز استان ها شما رو به جون عزیزترین هاتون منو بی خبر نزارید و اخبار مستقیم رو بهم مخابره کنید. ترو خدا. التماس میکنم.والا من دق مرگ میشم.دیگه وبم آپ نمیشه ها! باریک الله. خیلی ممنونم. ان شالله منم لطفتونو جبران میکنم. اصلا خواستید خصوصی بهم بگید.خیلی آقایین!

پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 :: 12:10 بعد از ظهر ::  نويسنده : منتظر
درباره وبلاگ

بسم رب المهدی(عج)

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هرکجا هست خدایا به سلامت دارش
مولایم هرگاه نام زیبای ترا از ته دل صدا می زنم قلبم آرام می گیرد.
هرگاه یاد غربت تو می افتم سنگینی گناهانم بیشتر عذابم می دهد.
هر گاه علت ندیدنت را جویا می شوم به حجاب های معنوی خودساخته ام بر می خورم و به عقب رانده می شوم.اما ....
اما تو چه مهربانی که من سراپا سیاهی را می بینی و مورد لطف قرار می دهی...

ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد
یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد
ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر
گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد

دوست شما: مدعی انتظار

JavaScript Codes

http://ostazona.blogfa.com/