|
به یاد یار سفر کرده
سلام علیکم و رحمه الله ! ماه رمضانتون مبارک روزه دارن محترم! یادتون باشه موقع افطار و سحر خوب دعام کنید. عارضم به حضورتون که چند وقت پیش با وب جناب پیه سوز آشنا شدم و یه خورده بحثمون گرفت! همون موقع پرند خانم هم نسبتا وارد بحث شدند و ازم خواستن دیدگاه خودمو در مورد بعضی مباحث زنان مثل تفاوت دیه زن و مرد و ارث و .... بگم. من دعوت کردم ایشون کتابایی که تو این زمینه نوشته شدند رو بخونن و چند تا کتاب هم معرفی کردم اما ایشون خواستن نظرات خودمو بگم. قرار بود این هفته با هم بحث داشته باشیم. منم دیدم بیان این مسائل با کامنت خیلی سخت و زمان بر میشه، واسه همون تو این پست دیدگاه های خودمو نسبت به نگرش اسلام در مورد مسائل زنان مینویسم تا پرند عزیز و بقیه دوستان بخونن و بحث کنیم. فقط تقاضا میکنم هر کس که وارد بحث میشه شرط بحث منطقی و سالم رو رعایت کنه. والا من از تایید کامنتای مورد دار معذورم! ناسلامتی ما تایید مصلحت وبیما! اول بحث یادآوری بکنم که همه میدونیم تو دین مبین اسلام زن موظف نیست بره کار بکنه و پول دربیاره.بلکه این وظیفه ی سنگین بر دوش مردان هست. حالا اگه یه خانومی دلش بخواد بره پول دربیاره بزنه به جیبش یا خرج خونوادش کنه و ... از نظر اسلام مشکلی نداره (البته با رعایت شرع و قانون ) حالا برای شروع بحث میرم رو آیه ی ارث:{...لِلذَکَرِ مِثلُ حَظِّ الاُنثَیَینِ....} {...که پسران دو برابر دختران ارث برند...} آیه ی 11 سوره ی نساء. اگه دقت کنید خدا نفرموده که دختر نصف پسر ارث میبره تا ایراد گرفته بشه که ارزش زن نصف ارزش مرد هست!(چطور که به اشتباه خیلی ها این ایراد رو گرفتن)بلکه فرموده سهم ارث پسر دو برابر دختر هست(به نظرم اگه کسی کمی با ادبیات عرب آشنا باشه فرق این دو عبارت رو میتونه بفهمه) اما چرا خدا گفته پسر 2 برابر ارث ببره؟ میخوام قضیه رو تو قالب مثالی که میزنم تصور کنید تا ببیند اسلام چقدر به ما خانوما لطف کرده. بعله!تصور کنید مردی یه پسر داره و یه دختر. این مرد میمیره. اگه فرضا 3 میلیون پول داشته باشه(جدا از بعضی حقوقی مالی که متعلق غیر هست و از مالش برداشته میشه) طبق دستور اسلام دختر یه میلیون رو صاحب میشه و پسر 2 میلیون. درست؟ خوب!( لطفا یه میلیون خانومو بر دست! داشته باشید)حالا این دختر میخواد ازدواج کنه. اون پسری که میخواد با این دختر ازدواج کنه اول بسم اللهی باید یه مهری به این خانوم بده و اگه شما فلسفه مهر رو خوب خونده باشید متوجه میشید که این مهر هدیه و نشانه ی صداقت( صداق) هست از طرف داماد! به عروس. تو هیچ کجای دنیا و تو هیچ دین و عقیده ای همچین هدیه ای نیست. اما تو اسلام خدا گفته مرد برای اثبات علاقه اش به همسرش همون اول کاری یه هدیه ای بده( مطمئنم اگه مهر دادن تو کشورهای غربی رسم بود با کلی آب و تاب و افتخار ذکر میشد و به عنوان سرکوفت! تو سر مسلمونا میزدن اما حالا که اسلام این سنت رمانتیک! رو مطرح کرده ، بعضیا بهش میتوپن! و میگن مهر فروختن زن هست! واقعا چقدر خودباختگی؟) جالبه، تو حدیث اومده که خونواده ی دختر مهر بالا درخواست نکنن و بالعکس طرف داماد سعی کنن میزان مهریه رو بالا ببرن! اما متاسفانه عکس این سنت حسنه تو جامعه مون رایج هست و خونواده ی دختر با ارقام نجومی داماد فلک زده رو سرکیسه میکنن! خودشم که عند المطالبه! خدا به داد پسرها برسه! ( البته شنیدم یه سالی میشه که لطف الهی شامل مردان شده و مهریه عندالاستطاعه شده!) برگردیم به ادامه ی مثال. این خانومه یه میلیون داشت. یه مهری هم گرفت اونم به قیمت روز! به به! به به!بعدش میره سر خونه زندگیش.میبینیم اسلام مرد رو موظف کرده که نفقه زن و بچه اش رو بده. یعنی خانوم میتونه همون پولاشو بزاره تو بانک! بعد برای نیاز های مالیش از آقاش خرجی بخواد.(تازه هر دختری با توجه به شان و مقامی که تو خونه پدری داشته میتونه از شوهرش نفقه بخواد و مرد موظفه به حفظ شان بانو! هستند.) حتی زن میتونه برای شیردادن به بچه اش هم از شوهرش پول بگیره!!!!! و میدونیم که مرد و زن شریک زندگی هم هستند. حتی تو حسابای مالی! و در واقع به نوعی نصف دارایی مرد مال خانومشه!( تو اول مثال دیدید پسر2 میلیون ارث برد؟ حالا اگه نصف همونو به زنش- که اونم دختری بوده که یه میلیون ارث برده- تقدیم کنه انگاری زن 2 میلیون داره و مرد یه میلیون! تازه مهر و خرجی هم بر عهده ی مرد هست. حتی اگه زن شاغل باشه بازم تا قرون آخر حقوقش مال جیب مبارکشه! و شوهرش تو این پول هیچ حقی نداره! حالا انصافا یکی بگه تو قوانین مالی اسلام زنان مظلومند یا مردان!!!!!!! آخی!!! در مورد تفاوت دیه ی زن و مرد هم اول به این نکته اشاره بکنم که : دیه خونبهای انسان نیست. چون اگه بزرگترین دانشمند روی زمین و یا یک کودک مریض یکساله به غیر عمد کشته بشن دیه شون برابره. پس فراموش نشه که "دیه خون بها نیست"تا گفته بشه چرا خون بهای زن نصف خون بهای مرد هست.حالا بیایم رو اصل بحث. تو دیه بازم پول میره به جیب خانوما! چطور؟ تصور کنید مردی میزنه زنی رو میکشه! قانونا تو اینجا نصف دیه به خونواده ی زن( مقتول) داده میشه. چرا نصف ؟ یه دلیل خیلی ساده و معقولش اینه که: زن نان آور خونه نیست و با مرگش، برای خونواده اش مشکل اقتصادی خاصی پیش نمیاد (هرچند خلاء عاطفی مادر رو هیچ کس نمیتونه پر کنه) اما تو حالت معکوس یعنی وقتی زنی میزنه مردی رو میکشه!( پناه بر خدا! چقدر زور دارن ملت!) در واقع نان آور خونه کشته شده. پس برای این که زن( تاکید میکنم زن!) و بچه های این مرد (مقتول) به سختی نیفتن، باید دیه ی کاملی به زن و بچه ی مقتول داده بشه. پس باز هم به خاطر زن و بچه ی مقتول ( که گناهی ندارن) دیه ی کاملی از خونواده ی قاتل میگیرن . و الا دیه رو با خود مرد مقتول تو قبر نمیزارن که! ( البته من روال طبیعی رو مطرح کردم.هرچند ممکنه طرف زن و بچه نداشته باشه و دیه به دیگر اولیاء دم برسه) نکته مهم۱:عقلاً هر قانون گذاری، قوانین رو به صورت کلی وضع میکنه. و برای استثنائات قانون جداگانه درنظر گرفته میشه.روال قوانین اسلام هم همینه. مثل بحث دیه ی زنان نان آور خونه که متفاوت از قوانین کلیه. تا اینجا همه ی بحثمون فقط جیرینگی و اقتصادی شد! بد نیست یه اشارتی هم به هدف ازدواج بزنم تا روح اخلاقی! و ارزشی به بحث حاکم بشه. قران کریم هدف ازدواج رو اینطور بیان میکنه:{وَ مِن آیاتِه اَن خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزواجاً لِتَسکُنو ا اِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّهً وَ رَحمَهً اِنَّ فی ذلِکَ لَایاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّروُنَ} : و باز یکی از آیات لطف الهی این است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در برابر او آرامش یافته با هم انس گیرید و در میان شما رافت و مهربانی برقرار فرمود و در این امر نیز برای مردم با فکرت ادله علم و حکمت حق آشکار است.(آیه ی 21 سوره ی روم) هدف زندگی سرکیسه کردن و چونه زدن سر مهریه و تو مادیات هَل مِن مَزید! طلبیدن نیست. زندگی اساسش انس و الفت هست .پس با حق و حقوق نمیشه زندگی رو گذروند بلکه روح حاکم بر زندگی روح احساست و عواطف هست نه صرفا حق و حقوق. در واقع حق و حقوق چارچوب ها رو مشخص کردند نه اساس زندگی رو.به نظر من یه اشتباه بزرگی که تو دوران اصلاحات( خدا اون روزا رو نیاره دیگه!) صورت گرفت این بود که مدام در مورد حق و حقوق زنان و این جور مباحث جنجال کردند و با ادعای آموزش حقوق زنان ، زنان رو از زندگیشون جدا کردند و به مشکلات خانواده ها اضافه کردند.من اصلا مخالف دونستن حق و حقوق نیستم اما به نظرم منطقی و عاقلانه تر اینه که هر جنسی بیشتر حق و حقوق طرف مقابل رو بدونه و بهشون عمل کنه. این که هر فرد حق و حقوق خودشو بشناسه و مطالبه بکنه، نه تنها مشکلی رو حل نمیکنه، بلکه مشکلزا هم میشه. نکته مهم۲: شاید ایراد گرفته بشه که وضع جامعه هچین نیست و عملا مردان حق زنان رو نمیدن و خیلی مشکلات هست. منم قبول میکنم اما این ایراد به مسلمونا وارده نه اسلام و من از اسلام دفاع کردم. ************************************************************ * بنده به عنوان نماینده!!! جامعه نسوان از صحبت های پنج شنبه شب آقای دکتر احمدی نژاد درخصوص مقام والای زنان تشکر میکنم . خیلی ذوق کردم.همچین که کم مونده بود همون شب یه پست مشتی! بزنم اما خوب نزدم! ان شالله این سه خانوم( اگه صلاحیت لازم رو داشته باشن) رای اعتماد بیارن . منم آروم آروم دارم خودمو برای وزارت دولت بعدی آماده میکنم !!! شما هم تا اون موقع نماینده بشید و بهم رای اعتماد بدید. البته من میونه ای با کارای اجرایی ندارم! ترجیح میدم تو اتاق فکر باشم و نظر بدم! اصلا شاید برم شورای نگهبان. نمیدونم شایدم برم قوه قضائیه! فعلا فکر میکنم بعدا نتیجه رو بهتون میگم! *اما خداییش مردها به مدد زور بازو و قدرتی که دارن خیلی به زن های ضعیف و مظلوم و بی پناه و طفلی! و..... ظلم کردن. نامردا!!! خوشتون میاد یکی بهتون زور بگه؟ واقعا که! راستی تا حالا دقت کرده بودید که تو قران مشخصا برای زنان سوره داریم ( نساء) اما سوره ی رجال نداریم! دلتون بسوزه! *کتاب این پست: جریان شناسی دفاع از حقوق زنان.نویسنده: ابراهیم شفیع سروستانی.ناشر: کتاب طه. شنبه سی و یکم مرداد 1388 :: 0:7 قبل از ظهر :: نويسنده : منتظر
سلام و عرض ادب محضر دوستان خوب و عزیز وبیم. من خوبم. شما خوبید؟ اخبار واصله حکایت از این داره که فردا روز وب منه. یعنی روز عفاف و حجاب هست. این روز رو به خودم تبریک میگم و منتظر هدایا و دسته گل ها و شیرینی جات و هله هوله ها و هدایای نقدی و غیر نقدی شما دوستانم هستم تک به تک! یادتون نره بی کادو نیاید که قهر میکنم اساسی!!!!! با کسی هم شوخی ندارم. اصلا مگه من با شما شوخی دارم! تو این پست یک بحث کارشناسی شده !!!!!!! در مورد عقاید کمی تا قسمتی فمینیستی رو تقدیمتون میکنم. خانواده و دیدگاه فمینیستی: اولا ازدواج کردن کار احمقانه ایه.نقطه! زن ها از اول تاریخ مظلوم بوده اند. حقشون توسط مردان ظالم خورده شده. حتی در برهه ای از زمان خود زن ها هم خورده شده اند!!!!!!( رک: پست : تو بمیری صد رحمت به نئاندرتال!!!!! ) دوما: زن ها نباید با مردها( البته ما با زن ها مشکل نداریم!!!!!!!!!!) ازدواج کنند. اگر این سفاهت رو کردند باید بچه نیارن. میتونن آقاشونو مجبور کنن از بیمارستان سر محل!!! قسمت " مامان شیشیه ای!!!!" بچه بخره! سوما" اگه سفاهتش تا حد بچه آوردن پیشروی کرد، باید از عقلش استفاده کنه و تو انجمن های جوراب قرمز ها !!!!! شرکت کنه ، تا طریقه ی رزم با مردان رو یاد بگیره . باید بفهمه مردها آدم نیستن! و تنها راه نجاتش جنگ با مردان هست!چهاما: بی برو برگرد ، باید تو جنگ با شوهرش اونو شکست بده( قطعا شکست روحی منظورمونه نه جسمی!) و طلاقشو بگیره و مهر ناقابل!!!!! رو بزاره اجرا و بعد بره حالشو ببره!پنجما: اگه عرضه ی هیچ کدوم این کارا رو نداره بره بمیره که آبرو واسه زن ها نزاشته! اصلا اون زن نیست! یه نفوذیه! این قرطی بازیا چیه؟ بچه چیه؟ شوهر چیه؟ اصلا خونواده سیخی چنده؟ خاک برسرت با اون شوهرت!!!!!!!! اقتصاد و دیدگاه های فمینیستی: نظر به اهمیت بحث واردات و صادرات ، نیاز دیده شده که تو این حیطه خیلی کار بشه.مخصوصا تو واردات. ما باید واردات کشور رو کنترل کنیم.یکی از واردات اصلی کشور ما پارچه هست. باید جلوی واردات پارچه گرفته بشه که خود همین امر موجب اشتغال زایی در کشور میشه.با کاهش واردات ما عملا میتونیم به خانوم ها درس قناعت یاد بدیم. چه کاریه که لباس ها دراز و گشاد باشن؟ با دوخت لباس های کوتاه و کوتاه تر!!! و تنگ و تنگ تر تر!!!!!!! در سال اصلاح الگوی مصرف میتونیم از پارچه ها استفاده بهینه بکنیم. و اصلا میتونیم باب شغلی – هنری جدیدی باز کنیم. این که لباس سایز اسمول رو تو تن آدم n ایکس لارج بکنی خیلی هنره!!!!! و میدونیم که هنر نزد ایرانیان است و بس! بعد میتونیم این فرهنگ ملی مون رو صادر کنیم. خود امام (ره) هم فرمودند که انقلاب خود را به جهان صادر کنید. خوب تو این 30 سال یه جور صادر کردیم الانم اینجوریشو عشقه! مهم اطاعت امر هست!! در زمینه ی مناطق آزاد تجاری- صنعتی هم میتونیم کلی فعالیت کنیم. اول از فرهنگستان ادب پارسی میخوایم اسم این مناطق رو تغییر بده و بزاره منطقه آزاد پوششی و گشتنی و حال کردنی! وقتی این تغییر اسم از راه قانونی صورت بگیره ، خود به خود منطقه رونق میگیره ! ونیازی به جذب سرمایه مرمایه نداریم! مهمترین سرمایه های ما جوون ها هستن که به احترام!!!!!! آزادی خودشون میان تو این مناطق آزاد و . ورزش و دیدگاه فمینیستی: متاسفانه فعلا بیشتر ورزش ها برای بانوان پسوند " با مانع" داره. مثلا: دو از خانه با مانع! دوچرخه سواری با مانع! فوتبال با مانع! و........پس اول باید موانع رو برطرف کرد. که این موانع با گسترش مناطق آزاد بیشتر میشه. همونطور که مدیر محترم وب در جریان هستند همین پارسال توسط منطقه آزاد شهر خودمون مسابقه دوچرخه سواری بدون مانع !! برای بانوان در سطح شهر برگزار شد. چه لذتی کردن ملت!!! دخترای خفن! پدال میزدن خفن! و باد میوزید اخفن! کلا اوضاعی بود دیدنی و حال کردنی و حال بردنی و حال.......... البته ما یه ورزش ملی هم ثبت کردیم! که میتونه سکوی پرش بانوان به دروازه های آزادی! باشه.ورزش " شوت شال"که بر وزن فوت سال هستش یه جور ورزش مخصوص بانوان هست. به این صورت که بانوان عزیز شال روی سرشون رو شوت میکنن به وسط خیابون! هر بانویی که بتونه شالشو به دورترین نقطه ی خیابون پرت کنه یعنی خیلی شوته! شعار تشویقی!!!! که برای این ورزش درنظر گرفته شده اینه: ای ول ای ول است ای ول شوت شال عشق من است ای ول(این دفعه استثنائا آقایون هم میتونن همراه بانوانِ شوت شالیست!!! این تشویقی رو بخونن) قطعا هدف از ورزش شوت شال تقویت زور بازوی خانوم ها هست! و ربطی به ازلافشون! نداره. چون میدونید که شال ها به علت گرمی هوا سایزشون کوچیک و جنسشون بس حریر! شده و شوت کردن همچین شالی واقعا هنر میخواد. و یادمون نمیره که هنر نزد ایرانیان است و بس! سیاست و دیدگاه فمینیستی: تو فاز اول مسئولیت ها و منصب های کلیدی رو فتح کردنینگا! تو فاز بعدی از طرح ابتکاریه! ریاست سازمان به پست های وزارت وارد شدنینگا و بعد وزیر شدنینگا شدنینگا شدنینگا .......آروم آروم آماده ی پرتابینگا به سوی ریاست جمهورینگا شدنینگا شدنینگا شدنینگا.....بعد از این که رئیس جمهور گشتنینگا، لوایح زنانه به مجلس تقدیم کردنینگا و تصویب کردنینگا کردنینگا .بعد تصویت آزادینگا آزادینگا شوت شال اینگا شوت شالینگا شوت شالینگا....... خدافظینگا بایباینگا بایباینگا....... ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ * بنده با تایید حرف های خودم در پاراگراف اول، همه رو رد میکنم و از کسی انتظار ندارم! به جون خودم راس میگم! * به خاطر فحش ها و توهین هایی که خوندید من عذر میخوام. باور کنید حرفای من نیستن. من فقط نوشتمشون!!! * نظر به این که تو یکی دو پست قبلی ما حرفایی نوشتیم که دوستان رایحه ی خوش فیمینیستی! رو از حرفامون احساس کردن، بر آن شدیم تا این وصله ی ناجور رو از خود محترممون دور کنیم. به نظر مصنف! فمینیست شدن یه جور کلاه گشادی هستش که اقایون سر خانوما گذاشتن (مجبورم نکنید دلیل ارائه بدم.به حد کافی دلیل محکمه پسند برای این حرفم دارما. درد دلمو تازه نکنید) حاشا که کسی کلاهی بر سر مدیر این وب بگذارد چون ما خودمون سر همه کلاه میزاریم. ما خودمون خفاش بزک میکنیم جای فمینیست به ملت قالب میکنیم اونوخ! زکی داش ما رو !!!!!!!!!! * دلیل پیشرفت نکردن فوتبال خانوم ها: به دو دلیل:1- عمرا 11 تا خانوم توی یه زمین مثل هم لباس بپوشن! 2- عمرا توی بازی بعدی هم، همون لباسا رو دوباره بپوشن!!!!!!!!!!!! من میگم:کاش خانوم ها هم میگفتند: تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت. آخه الان خانوم ها میگن: تن آدمی شریف است به جان آدمیت نُهمین لباس زیباست نشان آدمیت!!!!) الهی اعوذ بک منهن!!!!!!! نگفتید صندلی داغ 2 هم بزارم یا نه؟ تو کامنت ها لطف کنید و بنویسید. البته این دفعه سعی میکنم تعداد سوالا رو کمتر کنم. بازم حرفی حدیثی در مورد صندلی داغ داشتید بگید. میشنوم! (اما رو عمل کردنش فکر میکنم!بعد....) اما خواهش میکنم اگه خوشتون اومد، دیگه ناز نکنید. همون دفعه اولی بشینید تامن مجبور نشم بیام منت کشیتون! راستی یه خبر مهم: کامنت اول وبم رو حتما بخونید.فقط منو نزنید!!! تقصیر من نیست شنبه بیستم تیر 1388 :: 7:3 بعد از ظهر :: نويسنده : منتظر
تو دوران بچگی و نوجوانی وقتی یه خانوم بدحجاب رو میدیدم پیش خودم میگفتم: یعنی این خانومه بابا، برادر یا شوهر یا چه میدونم محرمی نداره که یه جو! غیرت داشته باشه؟معمولا جوابم این بود: ۱– اون خانومه مذکر محرم نداره! 2 - داره اما دور از چشم اونا بدحجاب میشه! 3- داره اما محرمش بی غیرته! 4- این خانومه ترمز بریده و کسی جلودارش نیست! واقعا این سوال هنوزم ذهنمو مشغول میکنه که چرا اکثر آقایون ( تاکید میکنم: فَریقٌ مِنهُم بَل اکَثَرهُم!!!!) این دوره زمونه انقدر بی غیرت شدن. تا جایی که من میدونم غیرت یه خصلت بسیار بسیار پسندیده ی مردانه ای هست که برای سلامت جامعه و خانواده، اصلا بشریت، بهش نیاز هست.حالا چرا این خصلت فطری بشری انقدر کمرنگ شده، نمیدونم!واقعا چطور یک مرد راضی میشه خانوم محرمش جوری تو اجتماع ظاهر بشه که اسباب توجه مردان نامحرم بشه؟ و جالبتر این که همین مرد خودش پیش خانومش حاضره و ککش هم نمیگزه!!! به خدا برای من غیر قابل هضمه. البته قبول دارم قسمت عمده ی بحث رو خود خانومه هست که باید مقید باشه و انقدر شعور داشته باشه که بفهمه تو اجتماع انسان هست و توی خونه یه خانومه. اما حالا اگه یه خانومی نتونست این مسئله رو هضم بکنه و جای جامعه و خانواده رو اشتباه گرفت؛ سهم شوهر یا پدر یا برادرش چی میشه؟ مگه غیرت تو ذات انسان ها نیست؟ چون غیرت یه چیز اکتسابی نیستش که درسشو خوند و یاد گرفت و ...پس چرا سهم غیرت انقدر تو زندگی کم شده؟ و متاسفانه تو این دوره زمونه تا یه آقایی کمی غیرت به خرج میده، هزارن انگ و صفت و لقب با پسوند "سیاه" بهش میزنن. میدونید که یکی از دلایل اصلی بدحجابی خانوم ها برمیگرده به خصلت تبرج و خودنمایی که تو ذاتشونه! (دور ازجونم) حالا اگه خانومی نتونه خودشو کنترل کنه و از طرف دیگه بنیه ی اعتقادیش هم ضعیف باشه اونوقت وضعش میشه مثل همین زنان بزک دوزک کرده ی پراکنده در سطح شهرمون و قبول دارم که سطح فکری و مذهبی همه ی افراد جامعه یکی نیست.اما ببینید مگه ماها مسلمون نیستیم؟ پس میدونیم محدوده ی حجاب خانوما چیه. یه تار مو نباید بیرون بمونه. اما الان کی یه تار مو رو قابل میدونه!!!!!!!!! مچ دست به بعد نباید پیدا باشه، اما کی اهمیت میده؟ جوراب هم که بی خیال! کارخونه های جوراب بافی دارن بساطشونو جمع میکنن!! کشور ما یه کشور مذهبی هستش و عموم با دین آشنا هستن (کاری با اقلیت ها و عملا لائیک ها ندارم) اما چرا این عقاید اساسی دینمون انقدر کمرنگ شدن؟ سهم غیرت تو این بین چقدره؟ تو روایات اومده که غیرت مرد نشانه ی ایمانشه.پس اکثر مردای جامعه مون بی ایمان شدن ؟یا معنی ایمان فرق کرده ؟ یا من قاطی کردم؟ یا..... البته خود زرنگم!!!!!!!! یه جواب برای سوالم پیدا کردم. تو حدیث اومده کسی که اهل ساز و آواز و غنا و........ باشه غیرتش کم میشه و نهایتا اگه دوز غنا بره بالا !!! درصد غیرت در جهت منفی!!! رشد میکنه و طرف میشه بی غیرت.نمونه اش این مورد:چند وقت پیش رفته بودم تبریز .سوار تاکسی شدم.راننده ی محترم! از ترانه های جناب بنیامین گذاشته بودن. همون خواننده ای که بسیار چندش آور نفس نفس میزنه و میخونه. ما هم توفیق اجباری گیرمون اومد و یه آلبوم از ترانه هاشو شنیدیم.*واقعا انقدر چرت و پرت خوند که داشت حالم بد میشد. مثلا برای خانومش! یا دوس دخترش! یا چه میدونم یه معشوقه ای داشت، که واسش میخوند: " نمره ی عشق تو پونزدهه! نه ! شونزدهه! نه! هیفدهه! نه!......." ای نه و......... خوب معلومه کسی که این جفنگیات رو بخونه یا بشنوه و اساسا با این جور ......... حال کنه دیگه غیرت براش معنی نداره. البته تاکید میکنم که در کل وضع حجاب جامعه مون بد نیست. هنوزم هستند خانومای خانومی که مقید به حریم ها هستند و یه پا فاضلند. بعله! اما درصد کسانی که حدود شرعی رو دقیق رعایت کنن کمه.واسه همون بحثم روی اقلیت مقید و سالم (چه آقا و چه خانوم) نیست. خیلی خوشحال میشم دوستان نظراتشونو شفاف بگن و بحث رو به صورت گروهی ادامه بدیم.منم با اجازتون زیر کامنتاتون نظرمو میگم تا بیاید بخونید و بحث رو تا جایی که ممکنه و نیاز هست ادامه بدیم.حرف زیاده و همه شو نمیشه تو یه پست زد. از زوایای مختلف به قضیه نگاه کنید و نظر بدید....... ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ *اون روز واقعا موقعیت جوری بود که نتونستم به راننده تذکر بدم تا موسیقی رو قطع کنه و مجبور به سماع شدم نه استماع!!! اما تو شهر خودمون معمولا با شیوه ی مناسب نهی از منکر میکنم.امیدوارم خدا منو به خاطر اون روز ببخشه. شما هم در مورد من بد فکر نکنید!! میدونید که سوء ظن گناهه!!! *دوستانی که با وب من آشنا هستن میدونن که من خودم تو شرایط سیبیل!!!!! (یعنی وسط مذکر ها) بزرگ شدم. اما این دلیل نمیشه که به اجبار خانواده مقید به حجاب شده باشم. یعنی فکر نکنید بنده به زور سر نیزه!!!!! این راه رو انتخاب کردم. چون زور جواب منفی میده.اینا رو گفتم تا یه وقت بازم دچار سوء ظن نشید. آخه گناهه!!! *حالا که بحث سهم شد، یاد "سهم طناب" افتادم.میگن تو سربازی وقتی سربازی خیلی شوت = حیف نون باشه، با کنایه بهش میگن برو سهم طنابتو بگیر!!!!!! = خودتو خلاص کن تا ملت از دستت خلاص بشن. میگم کاش میشد غیرت رو هم سهمیه بندی کرد و دست ملت رسوند! به خدا ارزشش کم از بنزین نیست که سهمیه بندیش کردن.اصلا اگه غیرت زیاد نشه منم باید برم خدمت مقدس سربازی و با سهم طناب خودمو خلاص کنم! بازم کامنت اول رو به جهت مهم بودن از طرف یکی از دوستان خودم میزنم. لطفا اطلاع رسانی بفرمایید پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 :: 8:4 بعد از ظهر :: نويسنده : منتظر
تو گوگل کلمه ی حجاب رو جستجو کردم تصویری بهتر از این مناسب نوشته ام ندیدم!!
با سلام خدمت دوستان عزیز. راستش از کیه دنبال یه فرصتی بودم تا مطلبی در مورد حجاب و پوشش بنویسم. الان کمی فرصت پیدا کردم و ... برای شروع بحث به حرفی از استاد رحیم پور ازغدی اشاره می کنم. ایشون می فرمودند(نقل به مضمون می کنم ): تو دوران رضا خان که قانونِ قانونیه! کشف حجاب تصویب شد، کل رجال روشنفکر* مملکت منتظر بودن تا بانوان مُکَشَّفِه! به دانشمند و نابغه تبدیل بشن اما دیدند با گذشت چند سال دریغ از پیدا شدن یه مادام کوری!!!!!!!! متاسفانه با گذشت چندین دهه از اون زمان هنوزم بعضیا تصور می کنن با کنار گذاشتن حجاب، دست و بال خونوما بازتر میشه!( البته باز تر که میشه!! اما پیشرفتی که مثلا! منظور اوناست محقق نمیشه) وخانوما فعال تر میشن! آن گاه کشور مدرن! میشه. نمیدونم بعضی از مردم کی میخوان متوجه بشن که زن و مرد وقتی تو اجتماع ظاهر میشن به عنوان یک انسان باید همدیگر رو ببینن نه به عنوان زن و مرد. یعنی ملاک ها و ارزشها باید دایر مدار انسانیت باشه نه جنسیت. اونوقت دیگه کسی از کار و زندگیش نمیمونه و جایی نمیمونه که عده ای بیان بگن: با عدم حضور زنان در اجتماع نصف نیروی فعال و متفکر جامعه فلج میشه! یکی نیست به اونا بگه بنده خدا فلج کیلویی چنده؟ اگه خانوما محجب و مقید باشن و فکرشون تو کار خودشون باشه نه خودنمایی! و آقایونم چشاشونو درویش کنن و تو خلسه نرن! که بازدهی به مراتب بیشتر میشه و الا نه تنها نیم جامعه بلکه کل جامعه فلج میشه. معمولا در مورد پوشش خانومها خیلی بحث میشه! اما نکته جالب اینه که بعضی آقایون کاسه داغ تر از آش میشن!سخنی رو از شهید بزرگوار استاد مطهری نقل می کنم بعد... استاد می فرمایند:" اگر می بینیم که وظیفه ی پوشش به زن اختصاص یافته از این جهت است که ملاکِ آن مخصوص زن است زیرا زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است. قهرا به زن باید بگویند خود را در معرض نمایش قرار نده نه به مرد. لهذا با این که دستور پوشیدن برای مردان مقرر نشده است عملا مردان پوشیده تر از زنان بیرون می روند، زیرا تمایل مرد به نگاه کردن و چشم چرانی است نه خودنمایی، و برعکس تمایل زن بیشتر به خودنمایی است نه چشم چرانی. تمایل مرد به چشم چرانی ، بیشتر زن را تحریک به خودنمایی می کند و تمایل به چشم چرانی کمتر در زنان وجود دارد، لهذا مردان کمتر تمایل به خودنمایی دارند. به همین جهت تبرج از مختصات زنان است." نتیجه ای که من می گیرم اینه: بیشتر آقایونی که چشم چرون هستند مبارزان جدی مسئله حجابند و خانومایی که مقید به حجاب نیستن خودشونو مثل گوسفند ببعی ( بل هُنَّ اضل!!!) تصور می کنن تا جهت چریدن به چرا تشریف ببرن و بعضیا که تو کار چرا هستن! با اونا بچرن! پس قانونی که برای افراد بی حجاب متصوره قانون جنگل هست. دلم برای بعضی زنان ببعی میسوزه که گول حرفای آقایون ببعی چرون رو میخورن. میگن جناب نظريه پرداز جنگ تمدن ها كه نظريه اش سال ها مورد استفاده سياستمداران امريكايي قرار مي گرفت جايي نوشته بود: براي پست وزارت خارجه از زن استفاده كنيد زيرا مي تواند با استفاده از ويژگي هاي ذاتيش فضا را تلطيف كند (از جمله ی این تلطیف کنندها بانو گنده لیزا بوده.عجب!) الگوی غربیا صرفا جنسیت هست نه انسانیت (حالا جدا از این نظریه، این دیدگاه تو امورات دیگه غربیا ملموس تر و محسوس تره که حتما دیدید یا شنیدید) اونوقت بعضیا تو ایران اسلامی دارن راه همون غربیا رو میرن و اتوپیا یا همون مدینه فاضله شون شده غرب! نمیدونم چرا یادشون رفته ایران اسلامی هزاران هزار شهید داده تا عزت و اسلامیتش حفظ بشه. اونوقت بعضیا میان میگن: کجا شهدا وصیت کردن که خانوما حجاب داشته باشن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بحث رنگ چادر و لزوم استفاده از رنگهای روشن تر( جهت چشم روشنی بعضیا!!!!!) هم که نخ نما ترین بحث حجاب هست.اما بعضیا دوباره بروز رسانی کردنش و دوباره روز از نو روزی از نو!!! نمیدونم چرا بعضی خانوما آبروی بقیه خانوما رو هم میبرن! این یک بیت شعر به نظرم خیلی حرف داره و زیباست برای همون تقدیم شما می کنم:* من از روییدن خار سر دیوار دانستم که ناکس، کس نمی گردد بدین بالا نشینی ها ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *کلمه ی روشنفکر ترجمه ی واژه ی " انتلکتوئل" Intellectual است.این واژه در فرهنگ غرب به کسانی گفته میشود که:{در خلق، انتقال و نقادی اندیشه ها سهم مستقیمی دارند.این عده شامل نویسندگان ، هنرمندان و دانشمندان و فلاسفه و اندیشمندان مذهبی و نظریه پردازان اجتماعی و مفسران سیاسی می باشند} در ابتدا این واژه در ایران بار معنایی منفی داشت( به افراد ضد دین گفته می شد) بعدا ها تا حدودی تغییر کرد.توصیه می کنم حتما به ترجمه صحیح دقت کنید. *نمیدونم شاعر شعر کیه! اگه میدونید بهم بگید.البته این بار بدون هدیه هست!
گوشه ی وبم دوتا نظر خواهی چسبوندم! میشه بی زحمت نظر بدید! شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 :: 10:53 بعد از ظهر :: نويسنده : منتظر درباره وبلاگ ![]() بسم رب المهدی(عج) آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هرکجا هست خدایا به سلامت دارش مولایم هرگاه نام زیبای ترا از ته دل صدا می زنم قلبم آرام می گیرد. هرگاه یاد غربت تو می افتم سنگینی گناهانم بیشتر عذابم می دهد. هر گاه علت ندیدنت را جویا می شوم به حجاب های معنوی خودساخته ام بر می خورم و به عقب رانده می شوم.اما .... اما تو چه مهربانی که من سراپا سیاهی را می بینی و مورد لطف قرار می دهی... ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد دوست شما: مدعی انتظار موضوعات پیوندهای روزانه پيوندها |
|