تبليغاتX
به یاد یار سفر کرده
به یاد یار سفر کرده

میخوام دو جمله رو بهم سنجاق کنم و بعد برسم به ...

قضیه ی 1 : میگن آدم عاقل از یه سوراخ دو بار گزیده نمیشه.

قضیه ی 2 : میگن تاریخ همیشه تکرار میشه.

از این دو تا سخن نتایج زیادی میشه گرفت بنده به یک  مورد اشاره میکنم.

بقیه اش با شما، میتونید تو نظرات برام بنویسید.

مردم ایران تو سال 76 یه بار گزیده شدن. اما عقلاشون 4 سال بعد دیگه گزیده نشدن.*

البته اونایی که گزیدند، خودشونوعاقل و دانای کل میدونن، چون وصل به غربند!

غرب!

دنیای پیشرفت و ترقی!

اتوپیا یا همون مدینه ی فاضله ای که برای رسیدن بهش باید دوید!

و هر مانعی رو از بیخ قلع و قمع کرد.

این موانع دوی سرعت! و استقامت! میتونه ولی فقیه باشه.

میتونه امام و پیغمبر(صلوات الله علیهم اجمعین)  باشه و حتی میتونه  خدا ! باشه.*

و اونایی که به گزنده ها رای دادن اکثرشون طفل  بودن که گزیده شدن و

قلیلٌ منهم  به بهانه  خارج شدن از جهل و رسیدن به اتوپیا گول خوردن! حالا

و این که میگن تاریخ تکرار میشه یعنی این که قراره به زودی ایران امتحان بشه و

 عقلاش از ... باز شناخته بشن.

واقعا تاریخ داره تکرار میشه باز همون افراد اعلام حضور میکنن

(اما این دفعه با کلی ناز و کرشمه و شرط و شروط و

البته بعضیاشون این دفعه حاضر نیستن به نفع دیگری کنار بکشن و ...)

البته  این دفعه  یه فرق اساسی دیگه هم هست. اونم اینه که :

 اکثر کسایی که اون موقع مصدوم شدن(= گزیده شدن) بچه بودن!

 آخه اون موقع سن رای رو پایین آورده بودن  تا هر ایرانی صاحب نظر بشه!

و الان همون کوچولوها دیگه بزرگ شدن و باید سرعقل اومده باشن.  

خوب به نظر شما تو این امتحان تاریخی نسبت عقلای ایران به غیرش چقدره؟

من میگم: مردم ما خیلی عاقلن.من خودم خیلی هارو دیدم که به یمن دولت نهم

 سر عقل اومدن و از گذشته شون استغفار کردن!

ختم کلامم یه حدیث بگم تا عزیزان بدونید همه مسئولیم .

حق نداریم به هرکسی رای بدیم و اونایی  که کاندیدا شدن  بدونن که :

پیامبر صلوات الله علیه و آله و سلم  فرمودند:

هرکس در جامعه اسلامی مسئولیتی قبول کند؛مسئولیت

اقتصادی،قضایی،سیاسی،امنیتی،اطلاعاتی،فرهنگی یا نظامی ،

 درحالی که میداند فلانی از او برای این مسئولیت شایسته تر است ،

ولی باز هم آن مسئولیت را در حکومت اسلامی قبول کند؛

او به خدا و پیامبر خدا و به جامعه دینی خیانت کرده است.*

**********************************************************

پ.1 بعد اون قضیه بود که بعضی ها دیگه هیچ وقت رای ندان.چرا؟

چون مارگزیده از ریسمون سیاه و سفیدی میترسه!(خدا بکشه همچین مارایی رو که ..)

ظاهرا قضیه ی نیش عقرب نه از بهر غرض است ترک عادت موجب مرض است

هم مربوط به قضیه ی مارگزیده هست.چون تو هر دوتا ، گزش هست

 فرق نمیکنه مار بگزه یا عقرب!حالا فرق نمیکنه فلانی نامزد انتخاباتی بشه یا...

 

پ .2 با این حساب باید  آمار بیاد دستتون و بدونید که دیگه شهدا رقمی نیستن.

یعنی نه تنها میشه اینا رو قلع و قمع کرد بلکه باید در حد توان کوبید

تا راه برای موانع بزرگتر آسفالت بشه.

پ.3  منبع حدیث کتاب محمد صلوات الله علیه و آله پیامبری برای همیشه

 نویسنده: آقای حسن رحیم پور ازغدی ص ۱۲۲

التماس دعا

دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 :: 7:0 بعد از ظهر ::  نويسنده : منتظر

 

ستاره یعنی ....

میگن اون  یکی از ستاره های سینمای ایران هستش.طرفداراش اینطوری تعریفش میکنن: خوش تیپ. خوش هیکل. بامرام. جذاب.مهربون.خوش سلیقه.با هر خانمی نمیتونه فیلم بازی کنه! و...در کل انسان کاملیه! اون روزی عکسشو رو جلد مجله دیدم.با یه چفیه مانندی به گردن که شکل دستمال گردن بسته بود.

این موجودات دوپا از اونایی هستن که حاضرن جهت هماهنگی با مدل و رنگ و طرح و... لباس و تیپشون ریش و سیبلشونو هم چارخونه بزنن و رنگ کنن و شاید فردا جاش افتاد بخونن عشق یعنی خط ریش سوزنی...

یکی دیگه از ستاره ها تو ولایت خودش نتونست شکوفا بشه این ستاره که گل بود(این بار از نوع شیفته) * چون آب و خاک و کود و نور و باغبون مناسب پیدا نکرد رفت به هالیوود  تا باغبون دی کاپریو کمکش کنه بلکه شکوفا بشه.جالبه این ستاره یه ستاره زادست.نمیدونم موقع رفتنش جنگ ستارگان هم راه افتاد یا نه .ولی در کل رفتنش بهتر از موندنش بود و شاید تنها کار مثبتی که به جامعه هنر! کرد همین بود .

یکی دیگه از ستاره ها فیلم جدیدش بیداریه که به جشنواره فیلم فجر هم راه پیدا کرد.این ستاره حقشه که ازش تقدیر بشه آخه این یکی فضایلی داره که خیلی از ستاره ها ندارن مثل چی؟ این که طرف اهل نیکی و کرم و.. هست.*

بعضی از ستاره ها هم تو چارچوب خواننده و نوازنده و فوتبالیست و ... هنرنمایی میکنن.بالاخره عالم هنره و هنر هم ابعاد زیادی داره و....

اما آخه ستاره ها نورانین.درخشندگی دارن و این درخشش از خودشونه. ستاره ها راه رو نشون میدن و تو شبای تاریک میشه باهاشون جهت یابی کرد.و دور از دسترس هستن.

من میبینم بعضی از اونایی که فکر میکنن ستارن اصلا هیچ درخششی ندارن. اونا با لبخند مثلا ملیح و نگاه های منتظر و امیدوار به ابدیت نامعلوم که رو جلد هر مجله در پیتی ازشون زده میشه جوونا رو گمراه میکنن.اونا اصلا راهنما نیستن.اونا تو روز روشن دارن همه رو به سیاهی می کشونن.

من میگم ستاره های واقعی شهدان.شهید همیشه پرنوره.زیباییش از خودشه.به همه راه رو نشون میده.اون شبای تاریک رو روشن میکنه.خدا خیلی دوسش داره.برای همینه که گفته شده: شهدا شمع محفل انسانیتند. تازه بعضی از این ستاره ها با این که  گمنامند  ولی خیلی درخشش دارن.اما کجان پروانه هایی که گرد این شمعا بگردن و ازشون استفاده بکنن؟

ما تو انقلاب اسلامیمون خیلی از این ستاره های زیبا رو تقدیم آسمون سیاه دنیا کردیم و آسمون ایران زیبامون پر ستاره شد تازه  لبنان و فلسطین و... هم از ما الگو گرفتن.نمیبینید چقدر آسمون اونا هم پر ستاره شده؟

شهدا که ستاره ی واقعی هستند آدمو از گمراهی نجات میدن.اما ستاره های اسمی باعث میشن آدما حتی خودشونو هم گم کنن.

بیایم قدر ستاره های واقعی رو بدونیم تا همیشه آسمونمون درخشان باشه و هیچ وقت ابری نشه!

*********************************************************************

*گلی (از نوع شیفته) معادل است با شیفته (از نوع گلی )

*چون ستاره بودنش اسمیه پس باید فضایل اسمیشو لحاظ کرد. و این یعنی عدالت .

 

پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 :: 4:18 بعد از ظهر ::  نويسنده : منتظر

ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا

یاد امام و شهدا دلو میبره کرب و بلا...

نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی

چه شعار زیبایی بود .هر روز زن و مرد  می ریختن تو کوچه و خیابون و یک صدا فریاد می زدن: نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی .شاید خیلی هاشون معنی عمیق همین شعار رو نمیدونستن.ولی با تمام وجود و از ته دل جمهوری اسلامی رو می خواستن. چه روزهای شیرین و بیاد ماندنی و...(جای من خالی اگه اون موقع بودم، یقین داشته باشین الان این وب نبود. چون همون موقع شهید شده بودم!) بله می فرمودم؛همه هر روز از این شعار های قشنگ میدادن و کلا اوضاعی بود بس جالبناک و دیدنی .زنها هم که با فتوای امام (ره) * روحیه گرفته بودن در مرکز مراسمات حاضر میشدن و سیل انقلاب رو به پیش میبردن.( البته که من فمینیست نیستم و همچین وصله هایی بهم نمی چسبه پس تو نظرات از این وصله ها نچسبونید که ناراحت میشما!)

ولی کاش آدم های انقلابی، انقلابی هم میموندن چون به قول امام خمینی (ره) انقلاب کردن مهم نیست انقلابی ماندن مهم است.

وقتی اون موقع میگفتن نه شرقی،  یعنی این که : بابا جون ما این حرف شما کمونیست هارو قبول نداریم که میگین: دین عامل تخدیر توده هاست.ما قبول نداریم که دین جامعه رو عقب مونده میکنه و...

وقتی اون موقع می گفتن نه غربی، یعنی این که:  بابا جون ما اون مثلا آزادی رو نمیخوایم.ما میخوایم انسان باشیم . تو انسانیت آزادی هست، نه این که حیوان شویم هرچند مثلا آزاد باشیم! و...

وقتی مردم  می گفتن جمهوری اسلامی:  یعنی ما اسلام رو می خوایم چون راه آدم شدن رو نشون میده و مثل مارکسیست ها و لیبرالیست ها آدمو به سراب نمیکشونه و...

بالاخره این شعار های برخاسته از عمق وجود پدران و مادران ما کار خودشو کرد و انقلاب پیروز شد.

تاریخ استقبال بی نظیر انقلابیون رو خوب ثبت کرده یاد باد آن روزگاران یاد باد!

همین انقلاب نوپا تو سالهای اول پیروزی درگیر یک جنگ* نابرابر و ناجوانمردانه شد.باز همون انقلابیا به جبهه رفتند و هشت سال دفاع کردن.نه سرما ،نه گرما ،نه گرسنگی ، نه تشنگی، نه دوری از خانواده و نه هیچ چیز دیگر عزم راسخ اونارو سست نکرد.چه بزرگ مردانی بودند.مصداق بارز متقین که مولا علی(ع)  در وصفشان فرموده: زاهدان شب و شیران روز!

شعار کربلا کربلا ما داریم میاییم به همه روحیه میداد و هر روز حماسه از پی حماسه آفریده میشد.

خیلی از این آدمای انقلابی که گل بودن- گل لاله-  با شهادت چیده شدن و رفتند .

بعضیاشون هم موندن .بعضی از همونایی که موندن هنوز هم انقلابی و فدایی رهبرن. خدا حفظشون کنه و ایمانشون رو بیشتر کنه ان شا الله تعالی.

 که اگر نبودند آن شهیدان زنده، انقلاب ما هم به سرنوشت شوم انقلاب های نافرجام تاریخ می پیوست.

اما  بعضی از همونایی که یه روز رفتند و لانه جاسوسی رو تسخیر کردن و کاربزرگی کردن( چنان که امام خمینی(ره) فرمودند: انقلاب دوم،همین تسخیره لانه جاسوسی بزرگتر از انقلاب 22 بهمن بود.) بعدا شدن جزو متحصنین مجلس... و خواهان مذاکره با غرب !همون غربی که زمان انقلاب میگفتن نه شرقی  نه غربی جمهوری اسلامی.

اونها دیگه یادشون رفت که امام (ره) فرموده بودند : از خطر سه گروه ایمن نباشید که یکی از او سه گروه  لیبرالهاهستن و... بعضی از همون آدما دیگه حرفای 30 سال قبلشونو نمیزنن دارن با خون شهدا معامله میکنن .حالا کاش فقط حرفشونو پس میگرفتن بعضی هاشون دارن 180 درجه عکس هدف قبلیشونو نشانه میگیرن.یاد وصیت نامه شهید حمید باکری افتادم.

حالا به نظر شما چرا آدما همچین میشن؟

به نظر من آدمایی که اخلاص ندارن توی کاراشون یک  درجه انحرافی هست، که اگه اصلاحش نکردن این درجه انحراف با گذر زمان بیشتر شده و گاها به 180 درجه میرسه.

اونوقته  که فلانی انقلابی میشه فلانی اصلاح طلب امروزی.

اونوقته که من  ممکنه بشم؟...

تاریخ درس عبرتی است برای همه پس: فاعتبروا یا اولی الابصار

خدایا ما را آنی و کمتر از آنی به خودمان وامگذار

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*فتوای تاریخی  امام خمینی(ره) : زنها برای شرکت در تظاهرات نیاز به اذن شوهر ندارند.(به این میگن فتوا!)

*هنوز برای من سواله چرا جنگ جهانی اول و دوم که تو هر دو تا جنگ چند تا کشور علیه چند تا کشور درگیرشدند و مدت جنگشون هم در یکی چهار و دیگری شش سال بیشتر نبود اسمش شده جنگ جهانی! اما تو هشت سال دفاع مقدس ما که یک تنه ایران از نوجوون و پیر مایه گذاشت و از قریب به 19 کشور اسیر گرفتیم و درواقع درگیر یک جنگ جهانی به معنای واقعی بودیم، کسی نگفت جنگ جهانی! واقعا عجیب نیست؟ حالا اسم خیلی مهم نیست و انتظاری از جامعه بین الملل نیست.دلخوری آدم از بعضی خود فروخته و خودشیفته هایی هست که هنوز تو کشورند و از بیت المال میخورن اما...

اونا هم باید مثل یه شیفته دیگه ( از نوع گلی ) که چندی قبل رفع زحمت کرد، رفع زحمت کنند.

*سلام مجدد: اومدم بگم کتاب (من و فرح پهلوی -در ۳ ج )تالف آقای اسکندر دلدم رو از دست ندید اگه تا حالا نخوندین حالا برید بخونیدش!

التماس دعا

جمعه یازدهم بهمن 1387 :: 10:35 بعد از ظهر ::  نويسنده : منتظر

 یکی بود یکی نبود...

یادم میاد بچه که بودم شبها موقع خوابیدن اول هر قصه مامانم می گفت:

  یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود.

اون موقع ها چون بچه بودم به عقلم نمی رسید که بپرسم  چرا  یکی بود ؟ چرا یکی نبود؟  اصلا چرا غیر

 از خدای مهربون  هیچ کس نبود؟ همه فعلها مال قدیمن! پس خدا هم با قدیمیا بوده ! یعنی الان نیست؟

 اگه هست پس چرا هنوز الان هم  میگن غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود!

به تعبیر بهتر و غیر بچه گانه، چرا همه فعلها عطف به ماسبق هستند؟

نمی دونم شما  تا حالا به این بود و نبود* فکر کرده بودید یا نه! اما شاید لازم باشه شما هم کمی تفکر

کنید (البته جسارت نشه اگه تا حالا بهش فکر نکرده بودید!)

بزارین راحت حرفمو بزنم، تو پست قبلی که ما در مورد شهادت مطلب زدیم سیل نظرات عزیزان مارو

شرمنده کرد و کمی به خودمون اومدیم و یه جورایی چشامونو شستیم و جور دیگه به

قضیه شهادت نگاه کردیم.

آن گاه با خودم فک کردم چرا  شهدا به اون مقام رسیدند؟

مگه من یه جوون ایرونی مسلمون شیعه ی مومنه! و با درک و فهمی! نیستم؟ پس چرا شهید نمیشم ؟

(همه هم قرار نیست تو غزه شهید بشن! ممکنه آدم تو همین ...شهر خودمون هم شهید بشه دیگه

مگه نه؟) پس کجای کارام اشکال داره که شهید نمیشم و جالب اینه که همه هم تو روم  میگن باباجون

 شهادت لیاقت می خواد که تو هم....(زمین خورده ی صراحتتونم جمیعا و رحمه الله و برکاته)

با خودم اندیشه کردم  گفتم بزار ببینم از صبح علی الطلوع تا شب  واقعا کجای کارام به اهل بیت و شهدا

می خوره که انتظار دارم خدا منو ببره غزه ! (منظورمن از غزه  همون شهید شدنه.) در واقع می خواستم

 مچ خدا رو (البته ما از فرقه مجسمه و اهل حدیث و طرفداران  ید الله فوق ایدیهم  نیستیم که بخوایم نعوذ

بالله مچ ید الله رو بگیریم ! نه! این قسمت متنو اصطلاحا کنایه میگن  - اگه اشتباه نکرده باشم -)

 بگیرم که ببین  خداجون! اینجا منو از قلم انداختی!

بعد از این که کارهامو انداختم تو چرتکه دیدم بابا خیلی شوتم.اصلا هیچ کارم به عباد الله نمیمونه.

یه استادی داشتیم می گفتند بیاید فکر کنیم ببینیم  از صبح تا شب خدا  تو کجای زندگیمون نقش داره؟

دیدم قضیه ما تو بزرگی هم شده قضیه ی یکی بود ، یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود.

خدا رفته بالا بالا ها مقدس مونده  ماها هم محض تقدس و تیمن  کارامونو تنها با  اسم خدا شروع

میکنیم.دیگه تو ادامه  خدا رو بیخیال میشیم.این همون بود خدا تو قدیمه و

برای استمرار حضور خدا کاری...

چرا قصه ها رو با بود خدا شروع میکنیم؟

قصه ها باید با هست خدا شروع شوند مگر نه این که عالم محضر خداست؟

اگه به هست خدا توجه کنیم و باور کنیم از هست او  هستیم دیگه فکر گناه هم نمیکنیم.

اونوقت میشه حرف شهدا رو فهمید.

اونوقت میشه حرف شهید همت رو فهمید : قدم بر می دارید برای رضای خدا باشد.حرفی می زنید

برای رضای خدا باشد و ....

دیگه فهمیدم من چرا شهید نشدم.چرا نتونستم با اون قناسه ی خیالیم برم غزه و

برای خاطر خدا بجنگم .

چون من هنوز تو روزمرگی خودم گیرم

هنوز برای این که کار خودمو زود راه بندازم سر آبجی کوچولوم داد میزنم.

برای این که به کارای خودم بیشتر برسم حرف مامانو ...

برای این که به وب خودم سر بزنم با داداشم ...

برای این که حرف خودمو به کرسی بنشونم با دوستم...

و برای این که خودمو............... 

خلاصه همه کارام خودمیه نه خدایی.

حالاعزیزای من  فهمیدین چرا منو  نبردن غزه ؟ 

***********************************************************************************

*شاید منظور شکسپیر از« بودن یا نبودن مسئله این است!» همین بوده ؟؟!!!

* می دونم همه حرفام براتون تکراری بود و در واقع مدیونتون شدم  اما لطفا حلالم کنید.

دل منه دیگه ! میدونید که زیاد قاطی داره!

* اگه تعبیر بهتری به جای « یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود» به ذهنتون میاد تو

نظرات برام بنویسید.خوشحال میشم.

شنبه پنجم بهمن 1387 :: 10:37 بعد از ظهر ::  نويسنده : منتظر
درباره وبلاگ

بسم رب المهدی(عج)

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هرکجا هست خدایا به سلامت دارش
مولایم هرگاه نام زیبای ترا از ته دل صدا می زنم قلبم آرام می گیرد.
هرگاه یاد غربت تو می افتم سنگینی گناهانم بیشتر عذابم می دهد.
هر گاه علت ندیدنت را جویا می شوم به حجاب های معنوی خودساخته ام بر می خورم و به عقب رانده می شوم.اما ....
اما تو چه مهربانی که من سراپا سیاهی را می بینی و مورد لطف قرار می دهی...

ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد
یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد
ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر
گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد

دوست شما: مدعی انتظار

JavaScript Codes

http://ostazona.blogfa.com/