توی این بیست و چند روز جنگ غزه چفیه ام رو از خودم جدا نکردم.
به هر دری زدم که بلکه ببرنم غزه. تو استشهادی شرکت کردم و به خودم تلقین می کردم که باز در باغ شهادت باز شده و یکی از اون لاله هایی که باید چیده بشه منم. تو وبم برای همدردی با مظلومای غزه دعوت به روزه گرفتن کردم و از هر راه ممکن سعی کردم خودمو به غزه نزدیک کنم ودر کل خیلی قیافه شهدا رو به خودم گرفتم و اساسی تو حس بودم.(البته خودم میدونستم که لیاقت شهادت رو ندارم ولی امید داشتم مثل اخراجی ها برم جیبّه تا شاید آدم بشم و آخرش بلکه یکی از خودی ها بزنه و ما رو به فیض اکمل برسونه) و از اونجایی که آرزو برجوانان عیب نیست هیچ ایرادی تو آرزوم نمیدیدم و دیگه داشتم آروم آروم کوله پشتیمو آماده می کردم .گاها یاد سوسک و وحشتی که ازجماعت سوسکها دارم می افتادم اما به خودم میگفتم : نه! نه! غزه که سوسک نداره اونجا فقط صهیونیست داره که کار اونا رو با قناسه * میتونم بسازم.
و در این خیالات بودم که دیشب دوستی به ما اس ام اس زد و گفت:عمو دیگه در باغ شهادت رو بستند بیا بشین کمی هم برای ارشد بخون و من که ضد حال خورده بودم خفن و نمیدونستم با چه رویی تو روی دوستام در بیام! زیر بار درس نرفتم که نرفتم و نمیخوام برم.
تا این که اتفاقی امروز صبح چشمم به یه نوشته ای افتاد و خیلی منو داغون کرد .خیلی تلخ بود و ناراحت کننده ولی شاید برای من و امثال من که فقط ادعامون میشه درس بزرگی بده برای همین تصمیم گرفتم براتون بنویسمش تا شاید کمی آدم شم.
سرهنگ عبد الرشید الباطن یکی از بازپرسهای ویژه گارد ریاست جمهوری عراق در جنگ علیه ملت ایران بوده است.وی پس از دستگیری اعتراف به کشتن بیش از هزار اسیر ایرانی نموده است.
به طور مثال وی در خصوص یک اسیر ایرانی که بر اثر اصابت مین یکی از پاهایش را از دست داده بود، می گوید: زمانی که این اسیر را بازجویی می کردند، به علت مقاومتش شروع به قطع انگشتان دستش نمودم.پس از قطع هر انگشت و به فاصله هر 2 دقیقه ، محل قطع شده انگشتان دستش را با فندک می سوزاندم تا این که تمام انگشتانش را بریدم اما مقاومت حیرت آور او که بسیار هم جوان بود ، مرا خشمگین ساخت و با اره پای دیگر او را قطع کردم.اما این اسیر ایرانی هیچ اطلاعاتی نداد.
و همه میدونیم که موساد استاد شکنجه گران دنیاست.
اونوقت من قرار بود برم غزه و چون لیاقت شهادت ندارم شاید اسیر بشم و ..............
خدایا از تو می خواهم حقیقت را به ما نشان دهی و
در کنار آن ظرفیت و تحمل ادامه راه حق را نیز عطا کنی.
تحمل هم در این معنا: که اگر گاها منافع و مصالحمان مغایر با حق بود ؛ حق را فدای خواسته هایمان نکنیم و چون مولایمان همیشه با حق باشیم.
و هم در این معنا: که اگر در راه حق گام برداشتیم توان حفظش را داشته باشیم و ما نیزهمانند علمدار کربلا با جان و دل بگوییم : والله ان قطعتمو یمینی انی احامی ابدا عن دینی .
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا....
******************************************************************************
*قابل توجه خانم ها: قناسه = تک تیرزن ، دراگانوف (خانمهای عزیز اینا رو باید بدونید که پیش آقایون کم نیارید- آقایونی هم که نمیدونستن به روی خودشون نیارن که براشون بده)
التماس دعا












.jpg)


